( Afghanistan People's Party (APP


    حزب و حزب جدبد در افغانستان

    avatar
    Admin
    Admin

    تعداد پستها : 202
    تاريخ التسجيل : 2010-07-22

    حزب  و حزب جدبد در افغانستان Empty حزب و حزب جدبد در افغانستان

    پست  Admin في الأربعاء يوليو 28, 2010 9:15 pm

    احزاب سیاسی جدید سازمانهای باثباتی هستند که همراه با توسعه حق رای همگانی شکل گرفتند و از اواخر قرن نوزدهم میلادی به صورت سازمانهای سراسری و غیروابسته به اشخاص درآمدند که دیگر به بنیانگذاران خود وابسته نبودند و به طور مشخص از طریق تکیه بر رای مردم در پی کسب قدرت سیاسی بودند. این تشکلها از قرن نوزدهم وارد صحنه سیاسی جوامع اروپای غربی شدند. از آن پس این احزاب به سرعت بر زندگی سیاسی غلبه یافته ، تقریباً آن را در انحصار خود درآوردند. ویژگی بارز احزاب جدید سازمان آنها بود وگرنه گروههای سیاسی مشابه آن در گذشته نیز وجود داشت.
    در آغاز هیچ کس نظر خوشی نسبت به آنها نداشت و همه آنها را مایۀ تفرقه و تشنج می پنداشتند. اما ضرورت و پیچیدگی و تخصصی شدن زندگی سیاسی راه را بر آنها هموار ساخت ، ما در اینجا به نوعی به بررسی احزاب سیاسی می پردازیم. در این نوشتار سعی بر این شده است که ابتدا تصویر روشنی از تاریخچه احزاب به دست داده شود ، زیرا رابطه احزاب جدید با نظام دموکراسی امری است آشکار و چنانکه ماکس وبر احزاب جدید را فرزند دموکراسی می نامد این رابطه گسیخت ناپذیر است و لازمه پیدایش و رشد احزاب وجود یک نظام دموکراتیک میباشد.

    الف) تعریف و ماهیت حزب
    حزب به مفهوم گروه و دسته یعنی مفهوم عام آن همیشه وجود داشته است ولی به مفهوم ویژه آن یعنی حزب سیاسی پدیده تازه ای است ، بنابراین لازم است قبل از اینکه به تعریف حزب سیاسی بپردازیم مفهوم هر یک از واژه های نزدیک به آن را روشن کنیم.
    «دسته» : به هر نوع گروهی گفته می شود ؛ مانند صنفی ، دینی ، سیاسی و ... ممکن است که اعضای دسته دارای سازمان و تشکیلات هم نباشند و بطور اتفاقی گرد هم آمده باشد یا اینکه اجتماع آنان در فاصله های زمانی نامعین و به گونه ای نامنظم تشکیل شود.
    «فرقه» : این واژه از «دسته» دقیق تر است و پیش تر پیروان یک دین و مذهب را گویند.
    «محفل» : در لغت به معنی مجلس و جای گرد آمدن است ، این گرد آمدن ها ممکن است هدف های هنری ، دینی و سیاسی در بر داشته باشد و به طور منظم یا در فاصله های زمانی نامعین باشند.
    از نظر مفهوم ، این واژه به محفل بسیار نزدیک است و گاهی نام خاص است .
    «جمعیت» و «انجمن» : پیش تر به گروه های رسمی گفته می شود ، یعنی گروه هایی که به منظور انجام هدف های ویژه ای بنیاد یافته اند و دارای تشکیلات منظم و رسمیت دار هستند.
    «صنف» و «سندیکا» : در فارسی به ویژه در اصطلاح زبان حقوق دو واژه مترادف اند و به گروه هایی گفته می شوند که فقط برای پاسداری از منافع اقتصادی اعضای گروه پدید آمده و بنیان یافته اند و در موقعیت عادی فعالیت سیاسی ندارند.
    بنابراین در مقام تعریف احزاب سیاسی جدید می توان گفت سازمانی سیاسی است با اعضای معین که طبق برنامه مشخص در جهت تجمع ، تلفیق و پروسه بندی منافع مردم در انتقال به سیستم سیاسی فعالیت می نمایند. برای روشن تر شدن تعریف فوق تاکید بر سه محور ضروری است :
    1-وجود برنامه (مرامنامه و اساسنامه)
    2-اعضای پشتیبانی مردم
    3-سازمان و تشکیلات
    این سه محور اساس تقسیمات احزاب در جوامع مختلف گردیده است ؛ تقسیماتی مانند احزاب آزادگرا و مردم گرا ، مکتبی و یا تقسیمات دیگر مانند حزب های شخصی ، حزب های موسمی و فصلی ، حزب های مرامی و مسلکی و حزب های اقلیتی.

    ب- چگونگی پیدایش حزب های سیاسی
    از مجموع پژوهش هایی که درباره حزب سیاسی شده چنین بر می آید که پیدایش و پیشرفت حزب های سیاسی با گسترش دموکراسی همگام بوده است ، بنابراین پیدایش حزب های سیاسی را می توان بر اساس سه پیش زمینه مهیا کرد.
    1. پیش زمینه سیاسی
    2. پیش زمینه فرهنگی
    3. پیش زمینه اقتصادی

    1. پیش زمینه سیاسی
    پیش زمینه سیاسی یعنی آنکه ساخت سیاسی در کشور باید به گونه ای باشد که زمینه رشد احزاب را به وجود آورد ، بدین معنا که نظام هایی که به نقش مردم به عنوان اصول زیربنایی بها می دهند و خواهان مشارکت عمومی در مسائل هستند ، در نتیجه به کانالهای مشارکت هم بها داده و آنها را تقویت می نمایند ، در این صورت احزاب از دو طریق رشد می کنند و شکل می گیرند :
    اول ؛ از طریق فعالیت های انتخاباتی
    دوم ؛ از طریق خارج از قوه مقننه و پارلمان
    - از طریق فعالیت های انتخاباتی :
    معمولاً احزابی که در داخل پارلمان تشکیل می شوند محافظه کارترند و راه منطقی تری را دنبال خواهند نمود زیرا اعضای آنها مسئولیت سیاسی داشته اند.
    - از طریق خارج از قوه مقننه :
    معمولاً احزابی که در خارج از پارلمان شکل می گیرند از گرایش های رادیکالی و اصلاح طلبانه برخوردار خواهند بود. اعضای چنین احزابی در ابتدا در پی هدفی مشترک یا انتشار روزنامه به دور هم جمع می شوند ؛ حال اگر ساخت قدرتی یک کشور به نقش مردم بها ندهد و مشروعیت قدرت خود را بر اساس قدرت یک گروه واحد استوار سازد ، چنین نظامی نسبت به احزاب سیاسی و فعالیت آنان احساس بی نیازی می کند.

    2. پیش زمینه فرهنگی :

    قبل از بررسی نقش فرهنگ در یک جامعه ، می توان به بحث فردی از دیدگاه جامعه شناختی که مرحله ای از فرهنگ محسوب می شود ، پرداخت. انسان ها معمولاً دارای روحیات مختلفی هستند که سمت گیری آنها نظریه تحزب را تقویت می نماید ، اول اینکه طبیعت بشر پیوسته تمایل به مبارزه دارد ؛ دوم اینکه تمایل به مبارزه را می توان در غریزه سلطه جویی و در رقابت که در نهاد اوست ، یافت. وصول به هدف فوق یعنی سلطه جویی نیاز به دسته بندی و تحزب را تقویت می نماید ، پس روحیات افراد به سمت تحزب حرکت می نماید. در اینجاست که فرهنگ نقش خود را به وضوح نشان می دهد. حال سوال این است که آیا فرهنگ در یک جامعه به عنوان مانع وارد می شود یا مشوق و پاسخ آن را می توان در تجلیات بیرونی احزاب یافت. به فرض اگر فرهنگ عامل مشوق نباشد و بسته عمل نماید و بیشتر نگاهش به حکام به مثابه رهبران مسئولی باشد که همه تصمیمات را صرفاً آنها باید بگیرند و نقشی را برای عامه مردم در نظر نگیرد ، لذا در چنین فرهنگی مسلماً احزاب سیاسی نمی توانند به وجود آیند.

    3. پیش زمینه اقتصادی :

    بدان معناست که اگر در کشوری نظام سیاسی تا حدی مجال مشارکت را به عامه بدهد و از لحاظ فرهنگی هم مشوقانه عمل نماید اما خود کشور از لحاظ رشد و توسعه رفاهی به آن حد پیشرفت نائل نیامده باشد ، احزاب یا نمی توانند پا بگیرند یا در صورت تشکیل یافتن قدرت مانور نخواهند داشت.

    خاستگاه تاریخی احزاب :

    نخستین مرکز ظهور و رشد سیستم حزبی در قرون جدید در انگلستان بوده است و در قرن 18 بوجود آمد ، اگرچه مقدمات آن از قرن 17 آغاز شد اما در قرن 19 شکل حزب را به خود گرفت و در مورد حل مسائل سیاسی و اجتماعی پیشرفت قابل توجهی به دست آورد. تحولات و دگرگونی های ژرفی را که احزاب سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی در چارچوب دموکراسی آن کشور به وجود آوردند تا اندازه ای زیاد بود که تقریباً در تمام کشورهای اروپایی و حتی آسیایی تشکیل آن از ضرورت های زندگی سیاسی دموکراسی شناخته شد ، زیرا آزادی ، قدرت ملی و هماهنگی جزایر بریتانیا توجه عموم را جلب نمود.

    کارویژه های احزاب سیاسی

    حزب سیاسی چرخ دنده ی ماشین دموکراسی است و برای حکومت های دموکراتیک جدید احزاب سیاسی ضروری اند و به گفته مریام ، پنج کار ویژه برای احزاب سیاسی برای احزاب سیاسی می توان معین کرد :
    1- تدوین سیاست های عمومی
    2- گزینش نامزدهای انتخاباتی
    3- آموزش سیاسی مردم
    4- انتقاد از حکومت
    5- واسطه بودن میان فرد و حکومت
    این کارویژه های احزاب سیاسی ، نقش آنها را در دموکراسی نو کاملاً آشکار می گرداند. در واقع بدون احزاب سیاسی دموکراسی نمایندگی در دولت نو غیرممکن خواهد بود یا دموکراسی بدون حزب مانند قایق بدون پارو و یا کشتی بی ناخدا است.

    مزیت ها و عیب های نظام حزب :
    به اهمیت احزاب در موقعیت نمایندگی اشاره شد ، اینک مزیت ها و عیب های آن را به کوتاهی مورد بررسی قرار می دهیم.
    مزیت های احزاب را می توان چنین برشمرد :
    1- وجود احزاب با طبیعت انسان هماهنگ است
    2- موقعیت دموکراسی مستلزم احزاب سیاسی است
    3- کشور از آشوب نجات می یابد
    4- از خطرهای وضع مستقیم قانون اجتناب می شود
    5- حزب استبداد قوه مجریه را مهار می کند
    6- اعتبار قوه مقننه افزایش می یابد
    7- انتخابات آسان می شود
    8- حکومت طبقاتی به حکومت مردم تبدیل می شود
    9- ارزش آموزشی وسیعی دارد
    [b]
    معایب نظام حزبی :

    روسو نظرش این بود که اراده ی عمومی یا افکار عمومی واقعاً نمی تواند در کشوری که احزاب یا فرقه هایی فعالیت دارند ، خود را نمایان کند. معایب نظام حزبی را می توان چنین برشمرد :
    1- پدیده سیاسی غیرطبیعی است
    2- نظام حزبی فرقه گرایی را می آفریند
    3- افراد بااستعداد حزب مخالف نادیده گرفته می شوند
    4- منافع حزب بسیار بر ملت ترجیح داده می شود
    5- ریاکاری و دوروئی را تشویق می کند
    6- فردیت و هویت انسان را خرد می کند
    بسیاری از معایب نظام حزبی در کشورهایی پدیدار می شود که در آنها آگاهی سیاسی زیاد نیست و دموکراسی در مرحله ابتدایی است. در اغلب موارد معایب نظام حزبی بازتاب ضعف های اخلاقی عام بشر هستند. مسئولیت به گروه تنبلی واگذار می شود که شور و ذوق سیاسی آنها تنها با نزدیک و دور شدن زمان انتخابات عمومی کم و زیاد می شود ، از اینرو توده مردم نیز به اندازه نهادها به اصلاحات نیازمندند و همین که توده مردم از لحاظ سیاسی رشد یابند ، گمراه کردن یا اغفال آنها روز به روز دشوارتر می شود ، در واقع نوع درست آموزش سیاسی و تحولات منتج از آگاهی عمومی می تواند معایب نظام حزبی را تا حد زیادی از بین ببرد و این جزء ضروری و جدایی ناپذیر دموکراسی را بر جای نگاه دارد.

    پیوند حزب و نظام های سیاسی :

    چگونگی پیدایش حزب های سیاسی و دگرگونی آنها در یک نظام سیاسی ، نیاز به بررسی دقیق و گسترده دارد. موریس دوورژه در «احزاب سیاسی» این موارد را به گستردگی بحث کرده است ؛ در این جا فقط می خواهیم به خطوط کلی این رابطه اشاره کنیم. به طور کلی حزب های سیاسی را در یک نظام سیاسی می توان در چهار گروه طبقه بندی کرد :
    1. نظام سیاسی تک حزبی
    2. نظام سیاسی با حزب مسلط
    3. نظام سیاسی دو حزبی
    4. نظام سیاسی چند حزبی
    ادامه دارد[/b]

      اكنون الجمعة فبراير 28, 2020 3:49 am ميباشد